مرتضى راوندى

546

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و كالاهاى ديگرى حمل‌ونقل مىشد . بطور كلى ، شبكهء كشتيرانى بين النهرين در اين ايام ، نقش اقتصادى مهمى داشت . انواع كشتيهاى تجارى و مسافربرى در كانالها آمدورفت مىكردند و در بصره لنگر مىانداختند . از رود دجله نيز استفادهء بازرگانى فراوان مىشد و سبزى و ميوه و مواد غذايى ديگر از ارمنستان و ساير نقاط به بغداد و شهرهاى بين النهرين حمل مىگرديد . اهالى بغداد از كشتيهاى كوچك براى رفتن به بازارهاى شهر ، استفاده مىكردند . زائرين و بازرگانان با زورق دائما در آمدورفت بودند . انواع كشتى ، بعضى بزرگ و براى حمل كالا و برخى كوچك و زيبا ، جهت حمل مسافرين در رود دجله و فرات فعاليت مىكردند . كشتيهاى كوچك مسافرى به نام شير ، غزال يا فيل خوانده مىشدند . در قرن دهم ميلادى ، در حدود سى هزار سفينهء مختلف در كار بودند . پلهاى عديده در فواصل معين ، عبور از كانالها را امكان‌پذير مىكرد . عرض دهانه‌هاى پل در حدود 10 متر بود و ارتفاع پلها به اندازه‌اى بود كه بزرگترين كشتيهاى آن ايام به خوبى آمدورفت مىكردند . روى رودهاى بزرگ ، بعلل نظامى ، از زدن پل خوددارى مىكردند . براى عبور از اين رودها معمولا كشتيها را بوسيلهء زنجيرهاى محكم به هم مىپيوستند و از اين سدهاى مصنوعى و موقت ، براى آمدورفت و گرفتن گمرك نيز استفاده مىكردند . در اطراف بصره ، منطقهء باتلاقى وسيعى به مساحت صدها كيلومتر وجود داشت كه خطر بزرگى براى امر كشتيرانى محسوب مىشد . در اين منطقهء باتلاقى ، نيزارها و جنگلهاى بسيارى وجود داشت كه مأمن و پناهگاه غارتگران بود و آنها از اين موقعيت براى غارت و تعرض به كشتيها استفاده مىكردند و تلاش حكومتها براى قلع‌وقمع آنها به نتيجه نمىرسيد . » « 1 » وضع راهها در اواخر عهد ايلخانيان محمد نخجوانى از رجال دولتى و از منشيان زبردست عهد ايلخانيان است . اين مرد كه خود شاهد و ناظر مظالم زورمندان نسبت به مردم بود ، مانند خواجه رشيد الدين فضل اللّه ، قلم در دست گرفت و اولياى امور را با وضع رقت‌بار مردم و نتايج ظلم و ستمگرى آشنا ساخت . وى در نامه‌اى كه خطاب به پادشاه ، در « دفع دزدان و حراميان و راهزنان » نوشته ، بعد از مقدمه‌اى حكمت‌آميز ، مىنويسد : « چون در مملكت پادشاهى ، جمعى به دزدى و حراميگرى و راهزنى مشغول باشند و قوافل و تجار و صادر و وارد را بسبب تعرض و فساد و افساد ايشان ، ابواب تردد مسدود گردد و رعايا بسبب ناآمدن تجار و عزت ( نايابى ) ملابس و مطاعم و آلات و ادوات و غير آن مضطرب حال گردند ، اگر پادشاه اين حال داند و منع نكند ، به ظلم رضا داده باشد ؛ و الرضاء بالظلم ظلم . و اگر نداند و غافل و از تدبير مصالح و اصلاح مفاسد رعايا فارغ باشد و اين معانى از عادات سلاطين پسنديده نيفتد ، پس بر پادشاه واجب است كه به دفع آن مفسدان مشغول شود و بندگان خداى تعالى را كه به دو سپرده ، از تعرض ايشان صيانت كند و امراء دولت و وزراء حضرت را نيز بدين معنى امر فرمايد تا وديعت حق را ضايع نگذاشته باشد . . . در ممالك شريفهء آن حضرت ، از اين نوع مفسدان بسيارند و كسى به دفع ايشان مشغول

--> ( 1 ) . زندگى مسلمانان در قرون وسطى ، پيشين . ص 412 - 410 .